ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
163
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
تنگى كه دريا را به درياچهيى به نام مرداب وصل مىكند ، هميشه توفانى و پرتلاطم است . ژروم با صاحبان يكى از كرجىها كه تا نزديك تامارا آمده بودند قرار گذاشت ما را به ساحل برساند . پاروزنها با تكرار شعار دايمى « ياللّه ! » ، « يا محمد ! » ، « يا على ! » - كه با اداى هريك از اين كلمات نيروى تازه و فوق العاده به دست مىآوردند خود را به دل امواج زدند . . . و سرانجام به چند قدمى گمرك « اعليحضرت همايون شاهنشاه » رسيديم . مأموران گمرك به خاطر يك پيشكش مختصر كه از چند قران تجاوز نمىكرد ، زحمت بازرسى اسباب و اثاثهى ما را به خود ندادند . در مدتى كه ژروم روى كرجى چيزى شبيه چتر درست مىكرد كه نور شديد آفتاب اذيتمان نكند ، ما به فكر سير كردن شكم افتاديم . پسرك سر زباندار و مهربانى بعد از پشتسر گذاشتن چند كوچه پس كوچهى اين شهر كوچك ما را به كافهيى كه فقط يك سالن داشت و در و پنجرههايش به خيابان باز مىشد ، راهنمايى كرد . در ته سالن روى اجاق بزرگى ديگها غلغل مىجوشيدند و بوى اشتهاآور و مطبوع غذا همه جا را پر كرده بود . كافهچى با دست خود كه آستينها را بالا زده بود ، چند سيخ كباب براى ما درست كرد كه واقعا خوشمزه بود . بعد از صرف چند فنجان چاى و خوردن يكى دو انار از جاى خود بلند شديم و كافهچى با ادب و احترام تمام با بيان عبارت : « اللها اسمار لادوك » « 1 » ما را راه انداخت . انزلى شهرى نيست كه از لحاظ داشتن جاهاى ديدنى و جالب غنى باشد . به نظر من غير از فانوس دريايى و جايگاه سلطنتى جاى ديگرى كه به زحمت ديدنش بيارزد ، نبود . ضمنا اين بندر دژ كوچكى نيز داشت كه روبه ويرانى گذاشته بود و شش دستگاه توپ زنگ زده كه پايهى آنها در حال پوسيدن بود - در داخل قلعه به چشم مىخورد . دفاع از اين بندر با اين تجهيزات مختصر بر عهدهى حدود سى نفر توپچى كه لباس ژنده و مندرس به تن داشتند و مجموع پادگان قلعه را تشكيل مىدادند ، گذاشته شده بود . اما از ديدگاه مردم شهر اين عده با اين وسايل تدافعى ناچيز قادر بودند دمار از روزگار هر مهاجمى درآورند . جايگاه سلطنتى به منظور توقف و استراحت شاه هنگام مراجعت از اولين سفرش به اروپا ساخته شده است . گويا قصر زيبايى است ولى چون براى حفاظت از رطوبت هوا - كه در چنين شرايط اقليمى براى ساختمانهاى اين ناحيه آفت بزرگى است - چهار
--> ( 1 ) . خداحافظ به زبان تركى عثمانى . م .